blank
خرداد 19, 1400

آموزش پژوهش كيفي : روشهاي جمع آوري داده و تحليل در گراندد تئوري

در آموزش پژوهش كيفي، روشهاي غالب جمع آوري داده ها در رويكرد گراندد تئوري بعنوان روش مصاحبه عميق (معمولا باً ضبط صوتی)، مشاهدات مشاركتي و غير مشاركتي، مکالمات ثبت شده در دفتر خاطرات، یادداشت های میدانی، توصیف مصادیق مقایسه ای و تجربه شخصی مشخص ميشود. همانطور که گفته شد، شرکت کنندگان در یک مطالعه نظریه زمینه ای اغلب بیش از یک بار مصاحبه خواهند شد، و از آنها خواسته می شود که در مورد نتیجه گیری های اولیه استخراج شده توسط محقق تأمل كرده و پالایش کنند. در قیاس با رویه‌های «آزمایش فرضیه» در تحلیل کمی، نظریه های زمینه‌اي اغلب نظریه های خود را با مصاحبه مجدد با شرکت کنندگان، درخواست بازخورد خود، یا با مصاحبه با گروه جدیدی از شرکت کنندگان در مورد اینکه عناصر فرضیه‌ای نظریه جدید در واقع تجربه خود را به خوبی توضیح می دهند، آزمایش خواهند کرد.

مرور ادبيات قبل از جمع آوري داده در رويكرد گراندد تئوري : آري يا خير؟؟؟

روش‌های انجام این نوع جمع‌آوری داده‌ها به طور مشخص با روش‌های مشابه در همه رويكردهاي كيفي متفاوت نیست. چنانچه در بيشتر موارد در آموزش پژوهش كيفي تاكيد مي گردد در گراندد تئوري گاه محقق از مرور ادبيات بطور گسترده قبل از وارد شدن به ميدان تحقيق امتناع مي كند به اميد اينكه خطا و آلودگي در اثر آشنا شدن با موضوع در پيشينه در نتايج پژوهش ايجاد نشود. هدف اين است كه به داده ها اجازه داده شود كه براي توصيف و توضيح غني پديده مورد نظر، تحليل آنها را هدايت كند.

روش های تحلیل داده ها:

هدف نظریه زمینه‌ای يا گراندد تئوري در آموزش پژوهش كيفي،  فراتر از اهداف توصیفی و تفسیری است كه ساير رويكردهاي كيفي دنبال مي‌كنند، و هدف آن ساخت نظریه ها است، تحلیل داده ها كمي پیچیده تر است و هدف آن دستیابی به یک قدرت توضیحی است که در رویکردهای دیگر لازم نیست. قلب رویکرد نظریه زمینه ای در استفاده از “کدگذاري” و شكل اصلي آن از تجزیه و تحلیل داده ها رخ می دهد. سه نوع مختلف از کدگذري وجود دارد که به شیوه ای کم و بیش مرحله اي مورد استفاده قرار می گیرند (اشتراوس و کوربین، ۱۹۹۰، ۱۹۹۸، پاتون، ۲۰۰۳؛ و کرسول، ۱۹۹۸) .

كدگذاري در گراندد تئوري

  1. اولین نوع کدنویسی کدگذاری باز است که بسیار شبیه هدف توصیفي علم است. معمولاً کدگذاری باز ابتدا انجام می شود. محقق در حین کدنویسی باز، پدیده های مورد مطالعه را برچسب می کند و دسته بندی می کند. این شامل فرآیند توصیف داده ها از طریق ابزارهایی مانند بررسی ، مقایسه ، مفهوم سازی و طبقه بندی است. برچسب ها برای توصیف یک یا چند کلمه از دسته هایی که شخص در داده ها پیدا می کند ، ایجاد می شوند. نمونه هایی برای همه این دسته ها جمع آوری شده است. به عنوان مثال ، در یک مطالعه تئوری مستدل درباره اثرات سو استفاده جنسی کودکان ، کدگذاری باز ممکن است در گزارش های شرکت کنندگان برخی از دسته ها را پیدا کند: احساس ناتوانی ، نفرت از خودم ، نفرت از سوء استفاده کننده یا احساس آسیب دائمی.

طبقه بندي ها با دقت بیشتری مورد مطالعه قرار می گیرد تا زیر طبقات را شناسایی کند که  ويژگي و ابعاد نامیده می شوند. به عنوان مثال، محقق در مثال ما ممکن است کشف کند که “نفرت از خودم” دارای طیف گسترده ای از قدرت عاطفی – در برخی از شرکت کنندگان بسیار قوی است، در حالی که در برخی دیگر،  قوی نیست. دسته بندی ها، ويژگي، و ابعاد کشف شده در داده ها به طور کامل در کلمات شرکت کنندگان توصیف شده است.

  1. نوع دوم کدگذاري، کدگذاری محوری یا کدگذاری بازتابی است که شامل پیدا کردن پیوندهایی در میان دسته ها، خواص، و ابعادی است که از کدگذاری باز به دست آمده اند. (یک پیوند یک محور است، از این رو اصطلاح محوری ناميده شده است.) کدگذاری محوری در واقع چگونه انجام می شود؟ کدگذاری محوری ابتدا دسته های مرکزی را در مورد پدیده شناسایی می کند. این دسته مرکزی یا هسته ، مهم ترین جنبه (ها) از عنصر پدیده است كه به وضوح دارای بزرگترین قدرت در كل داده ها است و در همه یا بیشتر گزارش های شرکت کنندگان یا سایر داده ها نشان داده می شود. به عنوان مثال ، دسته اصلی پدیده اثرات روانشناختی سوء استفاده جنسی در کودکان ممکن است “احساس ناتوانی” باشد.

در آموزش پژوهش كيفي، تاكيد مي شود كه محقق داده ها را به دقت بررسی می کند تا شرایط علي را کشف کند که دسته هایی از شرایط مؤثر بر طبقه مرکزی هستند. به عنوان مثال، در مطالعه سوء استفاده جنسی از کودکان، یک وضعیت علي يا شرايطي ممکن است یافت شود که “تحقیرهای مکرر”، وضعیتی است که در سراسر بسیاری از گزارش ها برای حمایت یا نفوذ در توسعه احساس ناتوان بودن (طبقه مرکزی) یافت می شود.

محقق كدكذاري محوري را با شناسایی تعاملات و ارتباطات میان طبقات ادامه مي دهد. استراتژی ها در مثال فوق می تواند به عنوان مثال «تحقیرهای مکرر احساسات ناتوان را تقویت کند، اما نفرت از سوءاستفاده کننده را تضعیف کند در حالی که نفرت از خود را تقویت می کند.» . “استراتژی” در نظریه زمینه ای مي تواند معادل “همبستگی” در نظریه سازی آماری در نظر گرفته شود.

کدگذاری محوری با شناسایی و اکتشاف سایر شرایط حمایتی یا تضعیف کننده که تأثیرات کمتری بر متغیرهای مرکزی دارند ، ادامه می یابد. این طبقات هستند که برچسب زمینه ها و شرایط مداخله گر مي‌خورند. نمونه هایی از مطالعه گراندد تئوری در مورد اثرات سوء استفاده جنسی کودکان ممکن است شامل “محافظت توسط فرد بالغ دیگری” باشد ، که در صورت وجود در طبقه اصلی بهبود حاصل مي شود(تأثیر مثبت می گذارد) ، اما به خودی خود برای جلوگیری از آسیب كافي  نیست. سرانجام ، عواقب و پيامدها با دقت شناسایی و توصیف می شوند. اینها شامل همه پيامدهاي حضور طبقه مركزي در همه تعاملات (استراتژی ها) آن با زمینه ها ، شرایط مداخله گر ، خصوصیات ، ابعاد مي باشد. پيامدها توصیف می کند چه اتفاقی می افتد وقتي طبقه اصلي يا مركزي در شرایط خاص پیدا ميشود يا ظاهر ميشود. به عنوان مثال ، وقتی احساس می شود “احساس ناتوانی” بسیار شدید ميشود، حس “انزوا” و “تحقیر مکرر”  بعنوان تعامل همراه ميشوند و نتيجه و پيامد آن ممکن است “افسردگی” باشد.

توجه داشته باشید که این عواقب پیش فرض نیستند ،بلكه توسط بسیاری از شرکت کنندگان در مطالعه ، با دقت از گزارش ها و توصیفات واقعی تجربیات آنها استخراج شده است. پیش فرض های مربوط به این تئوری را باید بيرون منزل گذاشت (در نظر نگرفت و در كارمان دخالت ندهيم ).

  1. نوع سوم کدگذاری، کدگذاری انتخابی، است كه طبقات كدگذاري محوري را به زیر طبقات خود و به طبقه مرکزی مرتبط مي كند. در آموزش پژوهش كيفي، کدگذاری انتخابی را فرایند انتخاب پدیده اصلی شما (طبقه هسته) معرفي مي كندکه در اطراف آن تمام پدیده های دیگر (دسته های زیرمجموعه) گروه بندی می شوند، گروه بندی ها را مرتب می کنند، نتایج را مطالعه می کنند و در صورت لزوم دوباره مرتب می شوند. لازم است به داده ها وفادار باقی بماند، بنابراین در کدنویسی انتخابی، محقق اغلب بر ميگردد به چیزهایی كه استخراج كرده تا اطمینان حاصل شود که آنچه دريافت كرده است، درست است ؟. از این نوع آخر کدگذاري، محقق نظریه زمینه ای به سمت توسعه مدلی از فرایند و یک سیستم تراکنشي حرکت می کند که اساساً داستان نتیجه تحقیق را باز می گوید. ایجاد یک «خط داستان» تحت اللفظی یکی از شیوه های انجام کدگذاري انتخابی است. خط داستان در وراقع، کدگذاری محوری را در روایتی منسجم روایت می کند. بسیاری از محققان نظریه زمینه اي یک ماتریس مشروط، یک نمودار یا عکس از طبقات، تعاملات، روابط بين طبقات و زير طبقات  ایجاد نمی کنند. اما ماتريس شرطي ابزاري مفيد است در ايجاد خط داستاني روايت كه در برگيرنده گراندد تئوري است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *